الشيخ محمد الصادقي الطهراني

15

فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)

به‌روى جويندگان علوم اسلامى بسته نيست ، بلكه كلًا از نظر قرآن راه علم براى جويندگان و پويندگانش باز است ، و اسلام كلًا علمى است ، كه يا در قرآن به روشنى ياد شده و يا در سنّت قطعيه . و اگر حكمى از احكام الهيه - كه كلًا حجت بالغه‌اند - با احاديثى متناقض و متضاد آميخته گردد ، به‌گونه‌اى كه حديثِ حق مشخص نگردد ، در نتيجه علم و اطمينان به حكم الهى به‌دست نيايد ، اينجا حتماً بايستى در قرآن كه محك و محور اصلى است ياد شود ، و يا حضرات معصومان بايد آن‌را به‌گونه‌اى مكرّر توسط راويان زياد بيان كنند ، كه حديث مخالف در برابرش بىرنگ و يا كمرنگ باشد ، تا حجّت بالغه الهيه راه بلوغ و رسائى خود را بپيمايد ، و در هر صورت اين حجت بالغه‌ى الهيه برحسب علم و قدرت و رحمت خدايى ، بايستى به‌وسيله‌اى معصوم و دور از هرگونه گزندى به‌گونه‌اى اطمينان‌بخش ، در دسترس جويندگان حق قرار گيرد ، تا سيه‌روى شود آن كه در او غش باشد . و بالاخره آن‌گونه معنايى كه برمبناى دلالت و روشنگرى لفظى و عبارتى مىباشد برحسب درجاتِ گوناگونِ معنى ، همگانى است ، سپس آنچه كه در لفظ از تمامى ابعاد معناى ظاهر ، اشاره و لطيفه بيرون است ، در اختصاص معصومان محمدى مىباشد ، مانند معانى حروف مقطه‌ى رمزى قرآن همچون « آلمر » و تأويلات حقيقى قرآن كه حقايق پايانى آن است ، مانند علت و رمز احكامى كه در قرآن به‌ميان نيامده ، و نيز پيامدهايى از آن كه بازگو نشده است . حديث علوى عليه السلام گواهى از ده‌ها گواه بر اين معانى از قرآن است كه : « إِنَّ كِتاب‌َاللَّهِ على أرْبَعَةِ أشْياءَ عَلَىالْعِبْارَةِ وَالْإشارَةِ وَاللَّطائِفِ وَالْحَقائِقِ